جامعه ی بی فصل

مثل زیر ساختهای حکومتی هزار راز می پیچد

در فنجان قهوه ام

چه طعم بی سوژه ای

این پوسوم هم روی درخت حال مرا می بیند

گاهی صبح ها صبح نیست یک جامعه ی

بی فصل هست

انقدر که حتی این خودکار لعنتی هم

نمی نویسد

possum.حیوان بومی استرالیا

)روی درخت خانه )

قسمتی از نوشته ام در وبلاگ آسمان ستاره بنام غریبستان

👇👇👇👇

مسیر نگاهت را به خاطر می سپارم

تپه ای پایین تر از بی گناهی

روبروی خورشید

راهی پر از رنگ بوسه ؛ که طعم گریه ندارد

هنوز جای قدم هایت بر شعر هایم ترانه می ریزد

دیشب خوابم از دشنه ء تبعید تو خونین شد

+ نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۸۷

عینک شکسته

شنیدم می گفت"‏بیا بدونِ هم نتونیم زندگی کنیم "

حتما در دل هم ذخیره شده اند

یا شاید در سر هم خوابیدند

امروز یک حسود مظلوم بودم در سراشیبی واترلو با یک عینک شکسته

و تو را در دلم نبوسیدم

واترلو ----از حومه های سیدنی

ذهن من

اتاق مرتب
آشپزخانه مرتب
یخچال مرتب
کتابخانه مرتب
و نبودنت مرتب

و

ذهنم را نمیدانم

هوای کاویل

هشت هزار کلمه کافی
می باشد
برای بیدار ماندن
بیدار ترین بی خوابی
و هوای کاویل کافی
نمی باشد
برای یافتن یک جهان از پیرامون تو

گلدکوست..streetکاویل

خیابان روما

ماندن ها همیشه برای من
بوی رفتن می داد
برای هر ماندنی یک نام گذاشته بودم
تا هر بار پر شوم
تا هر بار نفس بکشم

تا هر بار چشمهایم برق زند
تا هر بار مچاله شدم وقتی که دیگر
هیچ چیزی نمی ماند

وباز برای نماندن هم اسمی.
هوا کمی سرد است
در خیابان روما گریه کردم
کسی شبیه او مرا دید
نماند
باز هم یک نامی گذاشتم
عطر غریب

چه تبعید وحشتناکی

خیابان روما یا رومی یا رم ، بریزبن .کویینزلند .استرالیا

بابا.مامی.سپیده.مریم.و...

دانلود فایل با لینک مستقیم

گو ش دهید

اهنگ والس شماره دو با شعری کوتاه از

ستاره

دانلود فایل با لینک مستقیم

باغچه حیاطمان در تهران

این حجم ریخته از رویای تو را
جمع نمی کنم
باشد
شاید دیوارهای اتاقم را چنگ بزنند
اهنگت بپیچد
مثل نیلوفرهای باغچه حیاطمان در تهران
مثل پیچ موهایم که همیشه انگشت دستم
را می قاپید
رویایت را جمع نمی کنم

تا در من بی محابا بودنم را هاشور زند
بودنت را طومار کند

والس شماره ۲

امروز
ده ها بار والس شماره دو از آثار دمیتری شاستاکوویچ را گوش دادم
روحم را برد

اما هنوز برنگشته

تنهایی مرا شبیه اشیائ تراموا کرده

منتظر می مانم روحم برگردد

بی روح نمی شود مرد

موزه تراموا در بریزبن Brisbane_Tramway_Museum#

اهنگ والس شماره ۲ و شعر با صدای خودم

ستاره

دانلود فایل با لینک مستقیم

یامبا

زن یعنی شب
شب یعنی شعر
زن
می خواهد عاشقی کند
اما یک سقف مانده روی دلش
و یک دل پر از گره
اگر تو بیایی
یامبا عروس می شود
و من دیگر با کلمات نا مربوط و ناتراز
شعر نمیگویم
و بازنده مناظره می شوم

*یامبا ساحل کفی ..استرالیا

اسمیت ماریا

او همیشه فکر اول من هست

و صمیمی با روح و روان زخمی ام

انگار شده مالک

انگار جای دستش روی سرم خوابیده

انگار معکوس نیست

او همیشه

حوالی عطر سیب آرام به من فکر می کند

و من هنوز متهم به نبوسیدنش برایش شال می بافم به رنگ اسمیت ماریا

*سیب سبز گران اسمیت ماریا..استرالیا

زیر پلک من

هنوز گمشده

زیر پیراهنش

زیر پلک من

زیر سرم

زیر بشقاب نارنج ها

همیشه حرفه ای بوده

و من تنهای تنها

سایه اش را با تیر نمیزنم..

افتاب زمستان با من حرف میزند

من باز خنده ام می گیرد

و پشت پنجره ، کازیسکو مرا فراتر از مثبت نگاه می کند

و حرفهایی که نمیتوانم بگویم را گریه می کنم

*کوه کازیسکو

زمستان استرالیا

پاییز فصل آخر

می توانستم هر قدر که بخواهم با او حرف بزنم

بپرسم  لازانیا دوست دارد با سس یا بدون سس

بپرسم  امروز  بلیط سینما رزرو کنم ؟

بپرسم چرا رنگش پریده ؟

وقتی شبیه هیچ کدام از اینها نمی شود

دلم لای آهنها له 

و انگار  دستم  هزار آجر را تکه تکه کرده

درختهای جنگل را چه کسی گره زده؟

نکند پاییز فصل آخر است.؟

 

 

 

ساحل نودجه

چشمانم را میان خبر های ریز و درشت

 باز می کنم

و محکوم  می شوم به  عادت کردن  بی همه

اما تمام حواسهای مارهای سمی به من هست 

تا شاید برای  خبرهای فردایشان   تیتر اول باشم

در  ساحل نودجه  چشمانم را می بندم 

و یواشکی تو را در عمق خیالم تحلیل

می کنــــم  ..ــ 

 

*نودجه ساحلی در بــریزبن

‌‌‌ـ

بائوباب

 

خنده های خسته از گریه

ناتوان  تر   ناتوان تر   

در سایه اش تو باز اشک میریزی

می ترسم می ترسم و باز می ترسم

گرسنه سوزانده شوم
مثل بائوباب

بدون تب...بدون تب....بدون تب...

DO DO DO WITHOUT ME ME ME

 

 

 

*بائوباب=گیاه بومی افریقا و در استرالیا

از تو

 

بی هیچ  حرف اضافه ای

بی هیچ  از تو...که واضح  رفتی

فقط  رنگ سیاه مداد خیس خورده ی چشمم

  همه چیز را لو می دهد

 


 

کاکادو

تو را به شکل آب می کشم
یا شاید هم به شکل یک دکمه

یا یک پنکه
یا نمکدانی که یکی از سوراخ هایش گرفته


بعد پاکت می کنم
و دیگر تو را نمی کشم
و مثل یک رفوزه ی سیاه پوش
سرم را به سنگ می زنم
شاید تو دوباره بخندی روی نیمکت پارک کاکادو

در خیابان

آنها که مرا در خیابان دیدند
فکر کردند دزدی کرده ام
کلمات مفهوم دار از زبانم جاری بود
تا به حال نشنیده بودند
قدمهایم را تند تر نکردم...
 از تو زمزمه می کردم..

کوه Beerwah (بیروا)

هر سطر کتاب را چند بار میخوانم

انقدر که نفسم بگیرد

انقدر  که گرسنه ام  شود

بهتر ست داوودی هایم را  جابجا کنم تا یک درد از پیراهنم کم شود

تا کوه بیروا  مرا کمی دوست داشته باشد

تا زمین جاذبه اش به من بیشتر شود  و تدریجی فکر کنم 

و تدریجی تعجب کنم 

 

 

 Beerwah  کوه

 

 

 

 

 

قالی قرمز

زمستانست

اما سرمایش بهاریست

و هنوز پنیر عسل با هم دو یار جدانشدنی

و من هیچوقت سردم نمی شود

صبح بخیر را به چه کسی بگویم که رویش را به من برگرداند 

و لبخند زند

نگاه میکنم به ساعت

چیز داغی در دلم می ریزد

و ناگهان اشکهایم سر می خورد

کاش قالی قرمزم بود  و به گلهایش آب

 می دادم 

تا اشکهایم هدر نرود

این کانگورو چرا ازینجا نمی رود.....

 

 

نارنج

نان

   رویا

   آزادی
من فشار و درد را احساس کردم
و در آغوش می کشم یک حقیقت ناتمام را
همه چیز را پشت سر گذاشتیم
پشت سرم درد می کند

و 
به دو نیمه تقسیم خواهد شد عشقی که اتفاقی نبوده
هر جا که هستیم
در قلبمان با هم  نارنج می خوریم کنار آبشار  
والامن

 

 

والامن آبشاری در استرالیا

 

 

چقدر آهنگ یکی رو دوست داشتم  ( و دارم ) از رضا صادقی  زیباست ..

نان تازه

سر خط خبرها

این نیست 
که شاید  پاییز  فصل آخر  باشد
و یا 
آمدن تو سخت خواهد شد 
و یا
یک پیر زن بد اخلاق    یک پسر به دنیا   آورده


بوی کنجد سیاه ، روی نان تازه
همه چیز را مچاله می کند
در 
*بلایت  و دشت خرگوش

حالا بین سطوح ،  تو  بیایی یا نیایی

 

 

*رودخانه بلایت.کنار دشت خرگوش)

شک

تصمیم های نبودن با تو  در مغزم می پیچد

و ترسی که همیشه با من ست

خانه که بروم دیگر نمیتوانم فکر کنم

کیفم را گوشه ای  می اندازم

و قضیه ها ردیف روبرویم می آیند و نمی روند

انگار تو کنار پیشخوان ایستاده ای و من دور خانه راه میروم

و بوی خاک  طرح یک شک بزرگ را می کشد

 

شک=تردید