در انتهای هر راهی هر راهرویی
می خواهم با تو حرف بزنم
از اقیانوسها
و خیال‌بافی های یک ماهی
تو میدانی ماهی ها به‌چه فکر می کنند
یا چرا درهای قدیمی مثل پیرزن ها آنقدر حرف می زنند
می خواهم با تو حرف بزنم حتی در پناهگاه کوالای لون پاین
در انتهای هر جا

هر جایی که مرجان ها برایت بلوزمی بافند