همرنگ آوار ساختمان
تمام کتابها از جایشان سقوط کردند
قبل از آن در خواب دیدار بشر دوستانه ای نداشتم
کاش خواب تو را دیده بودم
تا وقتی بیدار می شدم یک نارنج از باغ تو به سرم می خورد

تو عطر حافظه ای