شبیه یک ماهی مرده مرا نگاه می کند

نمیداند دور از چشمش دیوارهای نمدار را رنگ می زنم

شاید کمی از التهاب های پوسته ی زمین خوب شود

و دادگاههای طلاق خشک شود