بهونه
*چشمهایم بین جورابها می گردد .از زرد به آبی ..از قرمز به سیاه. و می روم در صورتی ها می مانم.
دستهایم آویزان و بلاتکلیف..
?will you let me count
باز یادم می افتد که نبودنت بهونه ست برای بودنت
*(در فروشگاه)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۱ ساعت 4:26 توسط S...City of Brisbane
|