*چشمهایم بین جورابها می گردد .از زرد به آبی ..از قرمز به سیاه. و می روم در صورتی ها می مانم.

دستهایم آویزان و بلاتکلیف..

?will you let me count

باز یادم می افتد که نبودنت بهونه ست برای بودنت

 

*(در فروشگاه)